مراد على شمس
169
با علامه در الميزان ( فارسى )
ج - [ اين معناى از ادب كه ذكر شده است ] ، با غرض زندگى ، هيچگونه اختلافى ندارد ، ليكن تطبيق اين معناى اصلى با مصاديق آن در نظر مجتمعات مختلف بزرگ مانند اقوام و ملل و اديان و مذاهب مختلف و همچنين در مجتمعات كوچك مانند خانوادهها ، بسيار مختلف است ، و اين اختلاف از جهتى اختلافى است كه در تشخيص كار نيك از بد دارند ؛ مثلا چه بسا چيزهائى كه در نزد قومى از آداب بهشمار مىرود و حال آنكه در نزد ساير اقوام ادب نيست و چهبسا آدابى كه در نزد قومى مستحسن و در نزد قوم ديگرى شنيع و زشت است مانند تحيّت در موقع برخورد و ملاقات با يكديگر كه در اسلام اين تحيّت سلام است كه از طرف خداوند متعال ، مبارك و طيّب ناميده شده ، و در نزد اقوامى ديگر برداشتن كلاه و يا بلندكردن دست و يا سجده و يا ركوعكردن و يا پائين انداختن سر است و در بين زنان اروپا آدابى در برخورد معمول است كه اسلام آن را شنيع و زشت دانسته و همچنين آداب ديگر . همهء اين اختلافات ناشى از اختلاف در مرحله تشخيص مصداق است ، و گرنه همانطورى كه ذكر شد در اصل معناى ادب ، اختلافى نيست ، حتى دو نفر از عقلاى بشر در معناى آن و اينكه ادب امر مستحسنى است اختلاف ندارند . « 1 » س 151 - چه تفاوتى بين « اخلاق » و « آداب » وجود دارد ؟ ج - اخلاق عبارتست از ملكات راسخه در روح ، و در حقيقت وصفى است از اوصاف روح ، ولى آداب عبارتست از هيأتهاى زيباى مختلفى كه اعمال
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 6 ص 367 . [ با تصرف ]